عرشیا جونیعرشیا جونی، تا این لحظه: 14 سال و 3 ماه و 6 روز سن داره

عرشیا جونی -مرد مامانش

عرشیا جونی.........

 ببخش که دیر شروع کردیم واسه وبلاگت ولی قول میدم از این به بعد لحظه های شاد و دوس داشتنی رو با باشم 

7 مرداد 91 اومدی البته یه 20 روزی زودتر اومدی حالا چرا نمیدونیم.....عجله ذاشتی دیگه...2 سال گدشت الان که دارم این متن و مینویسم تو درست 2 سال و 15 روز و 5 ساعتت شده .....گذشت با همه ی خوبی و ترس هایی که پیش رومون بود امسال روز تولدتم پیشمون نبودی  ولی وقتی بیای یه تولد توپ واست میگیریم ....

 

تو از اون دست بچه هایی بودی که وقتی به دنیا اومدی خیلی خیلی کوچولو بودی و آدم میترسید بغلت کنه ولی الان ماشالا خیلی تغییر کردی....تو عکسات معلومه.

قربــــــــــــــون بره مامانش...............جشن

 

وبلاگ مامانی عرشیا رو هم واستون تو لینک  گذاشتم حتما یه سر بزنین....خندونکزیبا

 

عاشق تلفن و هر چیزی که شبیه االو باشه میباشی......

  عاشق خندهاتم ماشالا ماشالا همیشه میخندی .....(ولی قربونت برم وقتی دهنتم وا سه گریه و لج گرفتن باز میشه دیگه بسته نمیشه ) ببین ترخداااااااااااااااااااا به جای  الو میگی (ان......) زیادم میگی.......اصرار داری خوب....فکر بد نکنین خوب بچه است دیگه   ...
7 شهريور 1393

12 به در .....

رفته بودیم دور دور اینجا 12 به در بییییییید 12 فروردین 93 خیییییییییلی خوش گذشت عمو جونشم که حرفه ای عکس میباشد......   همیشه استقلال داشت واسه شیر خوردن قربـــــــــــون بره مامــــــــــــــانش عاششششقتــــــــــــــــــــــتتتممممممممممممممممممم مامانی  ...
6 شهريور 1393

آب بریززززز...........

  عرشیا جونی در حال بستنی خوردن    هههههههههههههههه یکم خیار بخور...   رفتی پارک....انقده ذوق میکردی ............... عکس حرفه ای دریاچه تهران.....قربـــــــــــــــــــتون بره مامانش.....   الان 2 سالت شده ولی هنوز تنبلی تو حرف زدن مثل راه رفتنت شده که دقیقه ی 90 راه افتادی ولی ماشالا دیگه فرار میکردی .انقد که شیطون بودی....حرف زدنتم که وای وای وای یه کلمه میگی انتظار داری بقیه جمله رو خودمون بفهمیم .. ..یه  کلمه ای که زیاد میگی (آب برلللییییز )یا همون آب بریز ولی دقیقا به همون شدتی که گفتم بیان میکنی...آهان جدیدأ اصرار داری که بگی همه  رف...
25 مرداد 1393

کوچولوی ناز

یه عالمه ازت عکس داریم هر کاری که کردی ووهرجا که رفتی .....خلاصه اینکه از این عکسا شروع میکنم تا برسیم به تولد 2 سالگیت که مردی شدی واسه خودت         فرشته کوپولوی ناز..........   روز تولدت تو بیمارستان .............موش بودی (البته این نظر منه که خالت میباشم..از نظر مامانت تو زیباترین فرشته ی روی زمینی) فرشته کوپولوی ناز........ ..   از همون اول بد میخوابیدی...........همهی خونه رو دور میزدی کوپولووووووووووووووووووووووووووووووووووو............................... اسکییییییمووووووووو            آخی نازی.. لا&nb...
21 مرداد 1393
1